![]() |
||
|
خــواب و رؤیـــا گـُل دیـده نـاگـه مـر تـو را بـدریـده جـان و جـامـه را وان چنـگ زار از چنـگ تـو افکنــده سـر پیـش از حیـا بـُد بـی تـو چنـگ و نـی حـزین بـُرد آن کنـار و بـوسـه ایـن دف گـفـت مـیزن بـر رُخـم تـا روی مـن یـابــد بهــا معمـولاً ذهـن بـهخـاطـر تـرس از نـاشنـاختـههـا همیشـه در خصـوص یـادگیـری مقـاومـت زیـادی از خـود نشـان مـیدهـد. هنـگامـیکـه انسـان در حـالت خـواب بـهسـر مـیبـرد، دخـالـت ضمیـر هُشیـار و بـه بیـانـی دانستـههـای قبـلـی در فـرآینـده یـادگیـری و یـادسپـاری بـه حـداقـل مـیرسـد و در نتـیجـه فـرد بـرای جـذب مطـالب جـدیـد مستـعـدتـر و آمـادهتــر اسـت. نتـیجـه اینکـه مـیتـوان اینگـونـه گفـت کـه انسـان در خـواب بـرای یـادگیـری مستعـدتـر و آمـادهتـر اسـت، چـرا کـه دخـالـت افـکـار و بـاورهـای مـزاحـم و منـطقـی در ایـن حـالـت بـه حـداقـل مـیرسـد. از سـوی دیگـر بـدن و بخصـوص ذهـن انسـان بـهخـاطـر ذات الکتـروشیمیـایـی فـرآینـد تفکـر، دائـم در حال تشعشـع امـواج فـرکـانس پـائـین آکـوستـیـکـی است که این فـرکـانسهـا بـرای تمـام اجـزای بـدن بـهخصـوص بخـشهـای مختـلف مغـز آشنـا مـیبـاشنـد. بـرای هـر فـرکـانس یک حـالـت روحـی خـاص وجـود دارد کـه این مـوضـوع در خصـوص حـالـت روحـی فــراگیـری نیــز صـادق اسـت. مقـدمـات پـردازش رؤیـا بـا فـروکـش کـردن کنـشهـا و واکنـشهـای ذهنـی در کالبـد مـادی (فیـزیکـی) آغـاز مـیگـردد، بـه ویـژه آنـکه فـرد ــ جستجـوگـری باشـد کـه از طـریـق روشهـای معنـوی نیـاز بـه آمـوختـن در سـاختـارهـای معنـوی ــ اعتقـادی خـویش دارد. بـا بـه حـداقـل رسیـدن واکنـشهـای ذهنـی کـه در عـالم بیـداری (بیـداری مجـازی) مـا را فـرا گـرفتـهانـد، و بـا فـرو رفتـن بـه خـواب (بیـداری حقیقی) جهـان پیـش رو دگـرگـون گشتـه و فـرد وارد جهـان ارزشهـا و معیـارهـایـی مـیشـود کـه بـا سـاختـار فیـزیکـی و مـادی وی تفـاوت دارنـد و بـه نـوعـی از جنـس دیگـری هستنـد. شنـاخت جنـس و مـادهای کـه در این عـوالـم پیـش روی مـیبـاشـد یکـی از دروس پـایـهای و بنـیـانی در فهـم نـوع رؤیـا و هـمچنـین مضمـون آنهـا مـیبـاشـد، بـه بیـانـی سادهتـر استـاد رؤیـا بـا تـوجه بـه مـوقعیـت فـرد از مـوادی در سـاختـار رؤیـا استفـاده مـیکنـد کـه سهـولت درک و فهـم را بـرای رؤیـاگـر در مقـابل سـانسـور ذهـن و هجـوم تـفکـراتـی مـادی روزانـه کـه هـمچـون پـردهای راه را بـر درک و فهـم رؤیـا مـیبنـدنـد، بـه همـراه داشتـه بـاشـد. مفهـوم آنچـه کـه مـا از رؤیـاهـایمـان بـرداشـت مـیکنیـم، بـه تمـامیـت همـهٔ آنـی نیـستنـد کـه مـیبـایـد کسـب نمـائیـم و این مهـم بیشتـر بـه جهـت عـواملـی صـورت مـیپـذیـرنـد کـه نـاشـی از تصـورات بیـداری مجـازی مـاسـت. در حقیـقت درک بیـن مجـاز و حقـیقـت را در زنـدگـی مـادی واژگـونـه پنـداشتـهایـم، آنچـه کـه بیـداری حقیـقـی نامیــده مـیشـود در واقـع هنـگامـی اسـت کـه روح کـالبـد فیـزیکـی خـویش را بـه جهـت کسـب تجـربـهای معنـوی تـرک مـیگــویـد. شـروع واکنـشهـای کـالبـدی و آغـاز فعـالیـت مـادی ( فیـزیکـی) و آغـاز کنتـرل سخـتهنـجـار ذهن حصـاری اسـت کـه دوبـاره روح را در بـر مـیکشـد تـا مشغـول خـویـش سـازد، خـــوابـی کـه بیـداریاش مـینـامیــم. بـا تغییـر نـقطـهٔ اتـکا بـر ایـن دو فـرض مهـم و کنتـرل مـرز بیـن این دو و ایجـاد تـعـادل در زنـدگـی روزمـره بـه جهـت حضـور در کـالبـد فیـزیکـی و کسـب تجـربـههـای لازم آن، مـیتـوان آمـوختـههـای رؤیـا را بـهخـاطـر آورد و بـا جمـعبنـدی مـوضـوعـات مطـروحـه در آن و گـاهـاً تـوالـی و تکـرار یـک رؤیـا در یـک دورهٔ مشـخـص زمـانـی، بـه پیـامهـای ارسـالـی و در حـقیـقت پیـام استـاد رؤیـا آگـاهـی حـاصـل نمـود. بـروز چنـین حـرکتـی تمـامـاً و در حقیـقـت نیـاز قلبـی و عـاشقـانـهٔ روح در تـلاش بـرای کسـب ارتقـاء معنـوی اسـت، و این مهـم در ارتبـاط مستـقیـم بـا انجـام تمـرینـات معنــوی قــرار دارد. فضـای سخـتگـونـهٔ مـادی و قـرار گیـری روح در حصـار کـالبـد فیـزیکـی و تحتـانـی ارتبـاط او را بـا عـوالـم بـرتـر حیـات بصـورتـی محـدود و تـحـت کنتـرل ذهـن درآورده اسـت. بـرای رهـایـی از ایـن ضعـف دامـنگیـر روح مـیبـایـد پـردازشهـای ذهنـی را در کنتـرل مـرز جـدایـی روح از کـالبـد و ورود بـه جهـان رؤیـا را تحـت کنتـرل درآورد و آن را هنـگـام مـراقبـه و یـا بـه هنـگـام انجـام تمـرینـات معنـوی مـربـوطـه و بـه بستـر رفتـن بـه پـائیـنتـریـن حـد تـوان در اقتـدار و فعـالیـت رسـانـد. در حقیـقـت تفـاوت بیـن خـواب و رؤیـا در شنـاخـت بـاورهـای فـرد در استفـادهٔ از آنهـاسـت، نـوعـی بـرداشـت فـردی کـه در سلـوک معنـوی فـرد تـأثیـرات عمیـق خـویـش را بـه همـراه خـواهـد آورد. اگـر فـرد بـه گـزینـهٔ خـواب ــ استـراحـت کـالبـد فیـزیـکـی ــ و بیـدار شـدن در جهـانهـای بـرتـر را در منطـق ذهنـی خـویـش القـاء کنـد حـاصـل نتـیجـهای خـواهـد بـود کـه، رفتـه رفتـه فـرد بـر ایـن امـر آگـاهـی حـاصـل مـینمـایـد کـه در حقیـقـت نقطـهٔ سکـون و استـراحتـی تـا کسـب معـرفت لازم و شنـاخـت حقیقت خـویـش وجـود نـدارد. آنچـه کـه مـا از بیـداری مـیپنـداریـم تنهـا یـک مجـاز سـاده اسـت، یـک دروغ انـگاشتـه شـده در ذهـن. تمـامـی حـرکـات و سیـر و سفـر روح در تمـامـی عـوالـم و جهـانهـای مـربـوط بـه کسـب تجـربـهٔ او در ضمیـر روح بـایگـانـی و حفـظ مـیگـردنـد، فـراخـوانـی آن تنهـا تـوسـط تمـرینـات معنـوی مـربـوط بـه رؤیـاهـا و سفـر روح امـکـانپـذیـر مـیبـاشـد. در حقیـقـت روح هـویـت اصلـی فـرد مـیبـاشـد که نـه بـه خـواب مـیرود و نـه اصــولاً بـه خـواب نیــاز دارد. خـواب آنجـایـی اسـت کـه جسـم بـیهـوش و مـدهـوش، خستـه از تـلاش روزانـهٔ خـویـش بـر بستـری آرمیـده اسـت ــ و رؤیـا حیـاتـی اسـت حقـیقـی کـه روح در بـازیـابـی راه بـرای رسیـدن بـه سـرمنـزل مقصـود در این سیـر گشـت، در حــال تـلاش ــ کـوشـش و پـویــش اسـت. بـرکـت بـاشـد. |
|
+ نـوشـتـه شـده در
جمعه هجدهم اسفند 1385سـاعـت تـوسـط منـوچهـر |
|
|
پـست الکتـرونیـک آرشیــو سخـن روز |
| دربـاره وبـلاگ |
|
|
|