تبليغاتX
طنیـن گـام‌هـای عشـق

 

Sovaha

 

ســواهـــا

 

« سـواهــا » به معنای مدارا با اموری است که در لحظه پیـش روی قرار می‌گیـرنـد، لحظاتـی که در پیـوستـگـی خود جـریـانـی مداوم را تشکیـل می‌دهند و فرد را در بر می‌گیـرنـد. مـوجـودیـت فرد در این وضعیـت و آشنـایـی با آن می‌تـوانـد وی را به شنـاسـایـی و درک حقیقت پیـرامـون رهبری کند. به معنای دیگر « سـواهـا » در عـوالـم معنـوی فرد خـالـی شدن از هجـاهـا و هیـاهـوهـای محیـط پیـرامـون و پـُر شدن از معنای درک حقیقی لحظه در ارتباط با معنـویـت خویـش و راهنمـایـی‌های استـاد درون وی است. آنچه که استـاد با پیـش آوردن « سـواهـا » قصـد بیـانـش را دارد، نشـان دادن واقعیت مـکانـی و زمــانـی فـرد در مسیــر رشُـد و اعتــلای معنــوی وی اسـت.

 

آنچه که در مقدمه آمد بیـانگـر شرایط فیـزیکـی،‌ زمـانـی، و روانی فرد در شـرایطـی است که دوران‌های گذار از مرحله‌ای به مرحله‌ی دیگر را در سطوح معنوی خویش طی می‌کند، البـتـه « سـواهـا » امری نیست که تنها مختـص به اموری معنوی بـاشـد بلکه بیان وضعیتـی است که فرد در آن قرار می‌گیرد همـاننـد یک زنـدانـی که شـایـد به جهت انجام جـرمـی مدت زمـانـی را در محدودی حقیقی زمان برای سپـری کردن مدت زنـدانـی خـویـش به خود اختصـاص می‌دهـد، مـدت زمــانـی را که او در زنــدان به سر می‌بــرد بـه شکلـی می‌توان « سـواهـا » نـامیـد، زیرا بین جـریـان اولیه‌ی زمان آزادی فرد زنـدانـی و زمان آزادی بعدی وی ــ زمان سـومـی با نام مدت زمان محکـومیـت وی قرار گـرفتـه است. و یا مـاننـد بـوئیـدن یک گل خوش‌بو که در لحظه‌ی درک مستقیـم از بـوئیـدن مغـز کلیه‌ی ارتبـاطـات جـانبـی بـا پیـرامـون را در فـرد در حـد لازم کـاهـش داده و بیشتـریـن نیـروی تمـرکـز را بـه بـوئیـدن اختصــاص مـی‌دهـد، این لحظـه نیـز « سـواهــا » نـامیــده مـی‌شــود.

 

لحظات بی‌شمـاری از این دست در زنـدگـی افـراد وجود دارنـد کـه کـوتـاه و یا طـولانـی‌انـد، درکـی مستقیـم از آنچـه کـه در آن هستیــم نشـان‌گـر مـاهیـت زمـانـی بـرای عبـور از قـانـون‌منـدی‌هـایـی اسـت کـه مـا را هم‌چـون زنجیـری نـاپیـدا و سـاختـه شـده از تـوهـم در بـر گــرفتـه‌انـد، مــوقعیـت‌هـایـی کـه فـرد در مسیـر معنـوی خـویـش بـا مشـکلات فـراوان و مـوانـع متعـددی روبـرو مـی‌گـردد. « سـواهـا » بـه گـونـه‌ای قطـع اتصـال از چـرخیـدن در پـوسیـدگـی‌هـا و نـاهنجــاری‌هـاسـت.

 

نهـایتـاً اینکــه « سـواهـا » ابـزار و یـا ایـده‌ای است کـه مـی‌تـوان آن را بـه شیـوه‌هـای گـونـاگـونـی در شـرایـط مختـلف حیـاتـی چـه بـه صـورت مثبـت و معنـوی آن کـه بـه شکـل پیمـودن طـریقـی بـه جهـت آشنـایـی و درک عشـق خـداونـدی و شنـاخت معـرفـت ایـن هستـی اسـت و چـه بـه صـورت منفـی آن که مـاننـد وعـده دادن‌هـای تـوخـالـی سیـاست‌مــداران و قـدرت‌کیشـانـی کـه بـرای ارجـای قـدرت سیـاسـی و اهـریمنـی خـویـش نیـاز بـه چـرخـانـدن تـوده‌هـای مـردم در حلقـه‌هــای تـاریـک انـدیشـه‌هــای پلیــد خــود دارنــد، بـه ‌کــار بـست.

 

کسـب معـرفـت از درک مثبـت و معنـوی ایـن حـالـت « سـواهـا » بـه معنـای شنـاسـایـی دقیـق مـوقیـت‌هـای فـردی در جـریـانـی معنـوی اسـت، آنجـایـی کـه فـرد خـود را شـایـد تنهـاتـریـن و بـی‌پنـاه‌تـریـن مـی‌بینـد و نیـاز بـه حمـایـت و پـوشـش را در خـویـش بـه صـورتـی وافــر احسـاس مـی‌کنــد. در چنیـن شـرایـطـی فـرد بـا قـرار گـرفتـن در حـالـت .... « سـواهـا » یـا « خــلاء حـاصـل از بـریـدن از تمـامـی اتـصـالاتـی کـه وی را در خـود پیچیده‌انـد « مـی‌تـوانـد بـرای لحظـاتـی هـر چنـد انـدک خـویش را از زیـر بـار طـاقـت‌فـرسـایـی کـه تحمـل مـی‌کنــد ــ‌ رهـایـی بخشـد، در واقــع درک درستــی از ........ « سـواهـا » مـی‌تـوانــد نقـاط استــراحتـی بـاشنـد کـه بـرای روح در طـی کردن مسیــر معنــوی‌اش بـه آن‌هــا نیــاز دارد و از ضــروریــات لازم در سفــر بـه سـوی سـرزمیـن‌هــای خــداونــدی اسـت، و بــایـد یــادآوری کــرد ایـن امــر تنهــا تحـت شـرایـط مــادی و بحــران‌هــای جهــان مــاده قــابـل وقــوف و دسـت‌رسـی اسـت زیــرا در عــوالــم بــرتـر روح نیــازی بــه استفــاده از آن نیــسـت.

 

بـرکـت بـاشـد

منـوچهـــر

 

+ نـوشـتـه شـده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386سـاعـت   تـوسـط منـوچهـر | 
 
صفحـه نـخست
پـست الکتـرونیـک
آرشیــو

سخـن روز

دربـاره وبـلاگ

نـوشتـه‌هـای پیـشیـن
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مقــالات شخصـی

ذهـن استمـرار روز مـرگـی‌هـا
تـرس و جهـان انـدوهبـار آن
بـا مدعـی مگـوئیـد اسـرار
شفــا و انـرژی‌هــای درون
آن‌دم کـه او نـقش مینـا زد
آئینـه‌ی محـو ـ شعـر
بـایـد کـه رفـت ـ شعــر
بـاد مـی‌وزد ـ شعـر
بیـدار رؤیـا ـ شعـر
سطـوح آگاهـی
سخنــی چنــد
نـگاهــی دیگـر
خـواب و رؤیــا
سئــوال ...
دیـــدار
Sovah _ سـواهـــا
درب بستــه
.....
.....
.....
پیـونـدهـا
اک ایـران
اک ایـران ـ انـجـمن
اکنــکار ـ سـایـت مـرکـزی
اکنــکار ــ کتــاب‌
اکنــکار ــ کتــاب‌
نـــدای روح
راه حقـيقـت
راه روشـن
اقیـانـوس ...
آه شـب
هـوای بـارونـی
مــراقبـــه
اکنـکار ــ آوای سکـوت
سکـوت پُـر احسـاس
جـوینــده
آمـوزش زبـان انـگلیســی
 


....