تبليغاتX
طنـیـن گام‌هــای عشــق - بـا مــدعـی مگــوئیـــد ....
 بـا مــدعـی مگــوئیـــد ....

بـا درود

 

دوسـت گــرامــی ــ سـرکـار خـانــم علـی‌پـــور

در پـاســخ بـه سئــوال شمــا کـــه:

 

  • آيـا مـی‌شـود كـه درجـه‌هـای وصــل مــا بـدون خـود سـازی و از بيـن بـردن نفسـانيــات‌مــان بـالا بـــــرود؟

***

بـا مــدعـی مگــوئیـــد اســرار عشــق و مستـــی

 

مقیـاس‌هـای لازم بـرای انـدیشیـدن را اگـر از حیـطـه‌ی دانش‌هـای معنـوی فـردی بـه بخـش معنـویـت وسیـع‌تـری از جـامعـه وسعـت ببـخشیـم وضـوح آن را بهتـر و روشن‌تـر خـواهیـم دیـد. جـامعـه‌ی انسـانـی و بهتـرین آن جـامعـه‌ای کـه فـرد در آن بـا تمـاس‌هـای مستقیـم روزانـه زنـدگـی را مـی‌گـذرانـد و آن را بـه‌صـورتـی ملمـوس احسـاس مـی‌کنـد، بهتـرین آمـوزش‌گـاه‌هـای روزانـه و آمـوزگـار بـرای فـرد در جهـت شنـاخت سیستـم‌هـای حیـاتـی پیـش رو مـی‌بـاشنـد. هـر انسـان و یـا جـانـدار دیـگـر ــ یـک سیستـم حیـاتـی مختـص بـه‌خـود اسـت کـه دارای روش‌هـا و متـدهـای حیـاتـی منحصـر بـه فـردی است کـه در ارتبـاط بـا یـک سیـستـم مـرکـزی بـزرگتـر و گستـرده‌تـر قـرار گـرفتـه اسـت، شنـاخـت و قـرار گیـری هـریـک از این واحـد‌هـای انسـانـی در جـایـگاه حیـاتـی خـود امـری لازم و ضـروری بـرای رشـد معنـوی و درک حیـاتـی خـویشتـن است. هنـگامـی کـه مـا بتـوانیـم شـاخص‌هـای حیـاتـی خـویـش را شنـاسـایـی کنیـم بـدون تـردیـد شـاخص‌هـای حیـات انسـانـی را بـازیـافتـه‌ایـم و از این رهگـذر مسیـر و رونـد حیـاتـی مـا بـدون تـداخـل و درگیـری بـا رونـد حیـاتـی انسـانـی دیگـر راه خـویش را خـواهـد یـافـت. آمـوزش‌هـای معنـوی‌ای کـه در صـدد آمـوختـن راه‌هـای متعـدد خـودشنـاسـی‌انـد اصل را بـر این مـورد بنـا نمـوده‌انـد کـه بـدون شنـاخـت خـویشتـن شنـاخت، خـداونـد میـسر نیـست. یا بـه گفتـه‌ی شمـس تبـریــز: « تـو کـه از شنـاخـت خـویـش عـاجـز و نـاتـوانـی، چـه جـای بحث و حـدیثـت در خـداونـد و خـداونـدگـاری اوسـت».

 

مـی‌تـوان دیـد کـه در این راستـا سخـن بـه کــراّت و بسیـار بیـان شـده اسـت، امـا در راستـای آمـوزش‌هـای نـوین معنـوی کـه در جهـان امـروز جـایـگاهـی را دارا مـی‌بـاشنـد، دیگـر آن سخـت گیـری‌هـا و آزمـون‌هـای دشـوار گـذشتـه بـه نـوعـی در امـر آمـوزش‌هـا جـایـگاهـی بیـرونـی نـدارنـد، و تمـامـی ایـن عـوامـل بـه درون هـر فـرد انتقـال یـافتـه اسـت، زیـرا دوران گـذار این واقعـه سپـری گشتـه اسـت و فـرد در زنـدگـی‌هـای متعـدد خـود آن روش‌هـای دیـریـن را پیـمـوده است و بـه همیـن جهـت اسـت کـه خـواهـان آمـوزش‌هـای معنـوی بـرتـری است. بسیـاری از افـراد از عـدم درک، فهمیـدن و دشـوارهـای روزانـه و درگیـرهـای بعـد از آشنـایـی بـا اک سخن بـه وفـور بـه میـان مـی‌آورنـد ــ ایـن امـر بـه تـأبیــری همـان گـزش‌هـای معنـوی از طـریـق رونـدهـای درونـی اسـت کـه فـرد را بـا عـالـم درون خـود و حـوادث در حـال وقـوع آن روبـرو مـی‌گـردانـد، تـوانـایـی هـر فـرد بـرای روبـرویـی بـا این حـوادث مختـص بـه خـود اوسـت و هیـچ فـردی را نمـی‌تـوان بـا دیگـری بـرابـر و یـک‌سـان دانـست، زیـرا حـوادث در حـال وقـوع در درون افـراد متفـاوت و از راه‌گـذارهـای گـونـاگـونـی مـی‌گـذرنـد.

 

مـراد سخن اینکــه: اگـر فـرد بعـد از بـازشنـاسـی حـوادث درون خـود و دانستـن دلایـل آن درس لازم را نیـامـوزد بـدون شک این چـرخـه تکــرار خـواهـد شـد، چـرخـه‌ای سنـگین‌تـر و وزیـن‌تـر کـه بـار سنـگیـن آن را تحمـل کـردن بـه سـادگـی میـسـر نخـواهـد بـود. امـا این در مـورد کسـانـی اسـت کـه تـاب آورنـد و تحمـل ایـن آمـوزش‌هـا را داشتـه بـاشنـد. حـال در خـلال این شیـوه‌ی آمـوزشـی بـرای اینکـه فـرد بتـوانـد از مـوارد لازم و کمـک‌هـای آمـوزشـی جهـان بیــرون خـود نیــز بهـره‌ای داشتـه بـاشـد و نـامـلایمـات و دشواری‌هـای درونـی‌اش را بـا آن همـاهنـگ سـازد و درک بهتـری از راه داشتـه بـاشـد، بـه او آمـوزش‌‌نـامـه‌هـایــی (دیسکـورس‌هـا) از جـانـب استـاده زنـده‌ی اک ( حـق ) داده مــی‌شـود تـا بتـوانـد بـا بهـره گـرفتـن از آنـهـا بـه حـل مشـکلات خـود پـرداختـه و رونـد حیـاتـی خـود را بـا مسیـر معنـوی‌اش بـه کمـک راهنمـایـی‌هـای استـاد زنـده‌ی اک ( حق )  همـاهنـگ سـازد. این عـوامل بـدون شک بـه سـازمـانـدهـی و زمـان نیـاز دارنـد، عـواملی مـاننـد زدودن عـادت‌هـای نـاهنجـار، بـرخـورد‌هـای خـودخـواهـانـه، سـودجـویـی‌هـا، جـاه‌طلبـی‌هـا، غـرور، تـرس و وحشـت، و هـزارانـی دیگـر کـه چـه پیــدا و چـه پنهـان ــ خبــر از احـــوال درون مـی‌دهنــد.

 

جـایـگاه فـرد در این حـالـت بـه طبـع مـی‌بـایـد همچـون دانـش‌پـژوهـی متـواضـع و آمـاده بـرای دریـافـت‌هـای معنـوی و نشـانـه‌هـای راه بـاشـد، این بخـش نخـست قـدم گـذاردن در مسیـری معنـوی اسـت کـه لازمـه‌ی‌اش خلـوص و صـداقـت فـرد بـا خـودش نیـز مـی‌بـاشـد، امـا بخش دیگـر این مـاجـرا همـاهنـگ سـازی این وجـه درونـی بـا بـرخـوردهـای بیـرونـی و اجتمـاعـی اسـت، تنـاقضـات حـاصلـه از این امـر ضـربـات سنـگینـی را بـه فـرد وارد مـی‌کننـد، ضـربـاتـی کـه گـاهـاً ‌چـون پتُـکی فـولادی بـر کـاسـه‌ی سـر مـی‌بـاشـد. شـوک حـاصلـه از این واقـعـه مـی‌تـوانـد بـرای فـرد ره رو خطـرنـاک بـاشـد امـا این تـوانـایـی هـم نیـز در او وجـود دارد کـه کنتـرل امـور را بـه‌دسـت گـرفتـه و بـه راه خـود ادامـه دهـد.

 

آغـاز تنـاقضـات: هنـگامـی که فـرد این دوره‌ی آزاردهنـده را پشـت سـر مـی‌گـذارد و بـه گــُداری نـسبتـاً آرام و آسـوده‌‌ بـرای عبـور مـی‌رسـد بـر خـود پیـلـه‌ای از نـوعـی غـرور نـاشنـاختـه مـی‌پـیچــد، غـروری کـه بـدون شـک تـا آن زمـان بـرای‌ش نـاشنـاختـه بـاقـی مـانـده اسـت، غـروری زیبـا و دل‌کـش و جــذاب..؟ اما این‌هم نشـانـه‌ای بـرای بـی‌خبـری از ادامـه‌ی راه و آنچـه کـه در مسیــرش نهفتــه است ــ مـی‌بـاشـد. اغـلب تضـادهـا و تنـش‌هـای طبقـاتـی درون گـروهـی از این لحظـه آغـاز مـی‌شـونـد، آغـازی شـوم بـرای رجعـت مجـدد بـه سـرمنـزل نخـست بـرای فـردی کـه نتـوانستـه است همّیـت و منـزلـت خـویش را در مسیـر معنـوی‌اش شنـاسـایـی و درک کنـد، آنـانـی کـه در پنـاه کلمـات جـذاب و زیبـا و فـریبنــده قـرار مـی‌گیـرنـد تـا احسـاسـات لطیـف و ظـریـف نفسـانـی خـویـش را سـامـانـی ببـخشنـد نیـز بـی‌گمـان هنـوز بـا لبـه‌ی تیـــغ معـــروف روبـــرو نگشتــــه‌انـــد.

 

قصـد ایجــاد سـوء تفـاهمی نیـست ــ اک جـایـگاه تـوبیــخ، تنـبیـه و شمـاتـت افـراد در حضـور عـام نیـست، اک میـدان ارزانــدام و خـودخـواهـی‌هـای آکنــده از بــوی گنــد منـیـت‌هـا نیـسـت،‌ اک رمـز و راز روابـط پشـت پـرده‌‌ بـرای گـریـز از مـذاهـب سخـت‌گیـر و آزاردهنـده در این میـدان تنـگ و تـاریـک جهـالـت‌هـا نیـست، اک دنیــای پــُر از شـور و شـر انتـخـابـات و گـزینـش‌هـای منـفعـت‌طلبـانـه بـرای آینــده‌‌ای بهتــر و نـزدیـک نیسـت، اک صنـدوق پـس‌انـدازی بـرای ذخیــره‌ی ثـواب‌هـای واجـب و غیـر واجـب بـه جهـت شمـاتـت‌هـای آخــر زمـان و روز مکـافـات در ادیان نیـست، اک  بـارگـاه جبـروتــی بــرای عـرض دعـا و ثنــا و گـرفتـن خیـرات، صــدقـات  و مسـاعـده‌هـای نیمـه‌هـای هـر مـاه نیـسـت، اک میـدان ابـراز نظــرهای خـودپـرستـانـه و استـبـدادی و چشـم و هـم چشمـی‌هـای مغـرورانـه نیـسـت، اک سلطـه‌ی استثـمـاری و اطـاعـت‌هـای کـورکـورانـه و احمـاقـانـه نیـست زیـرا:

اک ( حـق )  دنیـای پـاک و بـی‌غـل و غـش و بـی‌آلایـش هـر انسـانـی اســت کـه آرزوی پـاکـی، آزادی معنـوی، آزادگـی و بـرخـورداری از روحـی سـرشـار از عشـق نـاب بـه هـم‌نـوع و خـالـق را در دل مـی‌پـرورانــد.

حـال هـر کـدامیـن از مـوارد بـالا و هـزاران دیگـری کـه از رشتـه‌ی تحــریـر مـی‌گـریـزنـد نیـز ــ مـی‌تـواننــد راهـی بـرای رشـد و تعـالــی معنــوی و یـا بـازگشـت مجــدد فـرد بـه اعمـاق اعمـال تـاریـکش بـاشــد.

معنـا و مفهـوم بیـان استــاد زنـده‌ی اک، بـر همیـن راستــا استـوار اسـت، آنـان کـه راه خطــا را پیـش مـی‌گیـرنـد خـود مسئــول اصـلاح و تحمـل دنیـای درونـی خـویـش خـواهنـد بـود و نـه دیگـران، پـس بهتـر است در بـرخـورد بـا چنـیـن مـواردی از صحنـه‌ی درگیـری‌هـا بـدور مـانـد تـا فـرد بـه فــراسـت اعمـال خـویـش در رســـد.

 

بـا آرزوی سـلامـت و بهـــروزی

منـوچهـــر

بـرکـت بـاشـد.

|+| نوشته شده توسط منـوچهـر در پنجشنبه یکم شهریور 1386  |
 
 
بالا