![]() |
||
|
آئینــهای محـوم پیـش رویسـت، کـه مـینمـایـی مــرا در وهـم خـویـش عـریـان، آنسوی کـه تـو را مـیبینــم. تـویــی ... ! و یـا شـایـد ... ــ کـه از پس غبـار همـهی بـودنهـا، دگـر بـار مـیبـینــم شبــه حـقیـقـت خـود را. امـا ایـن وهـم مـن اسـت شـایـد ..، و تـو حقـیقتـی جـاری در میـان سلـوک دیـدگـانـم، کـه از پـس نـوری شفـاف بـه دیـدار تـو مـیآیـــم.
قـدمهـایـی کـه سـرد مـیپیمـاینـد زمیـن یـخبستـهی دوری را، و دسـتهـایـی کـه گـرم مـیگیـرنـد در خــود، دسـتهـای پیـوستـن را. و ایـن هـر دو منـم، بـرای خـواستـن. بـرای خـواستـن و رسیـدن. و ایـن هـر دو نیـز تـویـی. خـواستـن و رسیــدن. ایستـادهای هـمچنــان و چشــمنگـــران در میـانـــهای از راه. تـا ایـن کـودکـی نـاهشیـــار مـن بـالــــغ گــردد، و مـن بیــدار روزنـههـای یـافتــن تـــو. بـا منــی هــر دم، همــهجـا، اینـجــا،
و هــر سـویــی دیگــر کـه بـاز خــواهــم رسیـــدن تــــو را. بـا تـــوأم، اینـجــا، اکنــون، و هـر کـدامیـن لحظــهای کــه بــازمــیجـویـی مــرا.
منـوچهــر بـرکـت بـاشــد |
|
|
+ نـوشـتـه شـده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386سـاعـت تـوسـط منـوچهـر |
|
|
پـست الکتـرونیـک آرشیــو سخـن روز |
| دربـاره وبـلاگ |
|
|
|