![]() |
||
|
بـاد مـیوزد در میـان شـاخـهسـار یـخآجیـن درختـان، زمستـان است، سـرد است، آتـش جـانبخـش مهــر پنهـان اسـت. چشمـهای نیـز نمـیجـوشـد دگـر، و در این خشـک بـیمعنـای بـودنهـای حقیــر زلالـی نیـست آخـر، در میـان ایـن بیـابـان شـور نمکآجیـن. تشنـگانیـم ــ یـا خستـهگـانـی در راه، نمـیرویـد دگـر آن گـل شـورآفـریـن مستـیسـاز، بـاغبـان پیــر اســت ــ خستـه است، و نشستــه در ژرفــای خـاطـرات دیــروز بــاغ. گـُل سـرخـی نمـیرویــد از نـگاه چشـم عـاشـق، کـه عشـق را در بنـد هـوسهـا کشتـهانـد هـم. کـودکـان کُهنسـال امـروز، نـوبـاوگـان پـُـرشـور دیـروزنـد. شـاگـردان آئیــن پـرواز، بـال سـوختـگان قلعـهٔ دیـوان پـریشـان حـالـیانــد، پـروازی نیـست، بـالـی نیـست، پــری نیــست، گـل سـرخـی نیـست. |
|
+ نـوشـتـه شـده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386سـاعـت تـوسـط منـوچهـر |
|
|
پـست الکتـرونیـک آرشیــو سخـن روز |
| دربـاره وبـلاگ |
|
|
|