تبليغاتX
طنـیـن گام‌هــای عشــق
 عشـق

  " عشـق را معلـم خـویـش بــدار، چـون عشـق همـان خـداسـت، و آنکـه بـه خـدا عشـق مـی‌ورزد، آن را دوسـت مـی‌دارد کـه عشـق اسـت. عشـق اسـت کـه تـو را بـه خـدا مـی‌بنـدد و عشـق اسـت کـه تـو را از اهـریمـن جــدا مـی‌کنـد و پـایـت را بـر راه درستـی مـی‌نهـد. عشـق مطلـق اسـت و قـانـونـی اسـت بـر خــود.  

" آیـا مـی‌تـوانـد ایـن چنیـن بـاشـد کـه جستجــوی خــدا همــان جستجــوی دو روح مقــدسی بـاشــد کـه در طلـب یکــدیگــرنـد؟ یـا ایـن چنیـن اسـت کـه اتحــاد دو وجــود بـا عشقــی آن‌چنــان سهمنــاک کــه خلـوص‌اش فــرشتـگـان را بــه ســرور انگیــزد؟ آیــا مـا صــاحـب حلقــه‌ای زریـن در سلسلــه‌ی زنجیــر نـادیــدنـی آن عشـق هستیــم کــه از ازل تــا ابــد را بــه ‌هـــم پیــوستــه؟   و امــا ایـن راز... هــر آنچــه در عـالــم هستــی اسـت بــه‌ســوی تــو جـذب مــی‌شــود اگــر تــو عشــق را بــی مصــالحـــه بـه قلــب خـویـش راه دهـــی.  

بیـگانـه‌ای بـر لـب رودخـانــه پـال تـوئـیـچـل

بـرکـت بـاشـد

|+| نوشته شده توسط منـوچهـر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387  |
 
 
بالا