مطـالبـی چنـد پیـرامـون وصــل و مــراحـل انجــام آن در اک.
بـرداشـت از کتـاب: اک خــرد کهُـن بــرای جهــان امــروز
مــراحل پيـوستـن بــه حلقــــههــا
« وصـــل »
اسـرار اسـاسـی وجـود، در زمـان وصـل بـه چـلا ارائـه مـیگـردد. اسـراری کـه رشُـد او را تسهيـل نمـوده و رونـد مستهـلک نمـودن کـارمـا را سـرعـت مـیبخشـد. بـالاتـريـن و کـامـلتـرين دستـورات جهـت انجـام تمـرينـات معنـوی اک ارائـه مـیگـردنـد. اين دادههـا بـه شکـوفـايـی و گشايش قـدرت شنـوايـی، بينـش و دريـافـت درونـی کمک مینمـاينـد. همـراه بـا اينهـاست کـه رشـد بالنـده و مستمـر بـه بـالا و سفـر بـه سـوگمـاد آغـاز مـیگـردد.
شـريعـت ــ کـی سـوگمـاد
« کتـاب اول»
خـانمـی از اکيستهای جديد اهل استـراليـا هميشه به اين نکته میانـديشيـد که اولين مـراسـم وصل چگـونـه خـواهـد بود. وقتیکه برای اين مورد آمـادگـی لازم را کسب نمود، يکی از واصليـن به حلقههای بالا در خواب پيـش او رفته و از او خـواسـت که به ديدار استـاد بـرونـد. اکيست جـديـد و فرد اخير با هم به سفـر پـرداختـه و به يکی از عـوالـم سطـح آستـرال رفتند. در طول سفـر هم با هـم گفتگو مینمـودنـد. استـاد خيلی زود در کالبد نـورانـی ظاهـر گـرديـده و اولين مـراسـم وصل ايشان انجام گـرديـد. فرد مـزبـور برای تکميل سال دوم اک، مسيـر خود را ادامه داد تا برای وصل به مـرحلـهی دوم آماده گردد. مـراسـم وصل دوم هم بيـرونـی است و هم درونی، و اين مـرحلـهای است که وصل کامل با روح مقدس محقق میگردد. وقتیکه او با مسئـول وصل اک که بـرگـزاری جلسهی وصل را هم بعهده داشت به مـراقبـه نشست، متـوجـه شد که مـأمـور وصل او را به سـاحلـی رهنمون می گردد. صحنـه برايش بسيـار آشنـا بود. او از زمان کـودکـی در رويـاهـايش به اينجا آمده بود. با خود میانـديشيـد که آيا آنچه که میبيند واقعيت است يا تصـور خود او؟ در آن واحد تمام آگاهـی او بطور کامل روی سطح درونی متمـرکـز گـرديـد. استـاد ربازار تارز بـه ديدار آنها آمده و در ساحل به آنها پيـوسـت. روی شن ساحل و در جلوی آنها سفرهای پُر از ميوه پهن بود. مـاهـانتـا، استـاد درون، هم منتظر آنها بود. او که جـامـی مـزيـن به سنگهای قيمتی در دست داشت، رو به او کرده و گفت: " اين آب حيات است، بگير و بنوش." اين آب در حقيقت همان اک است، نور و صوت خـداونـد. انسان به محض نـوشيـدن آن ديگر آن انسان سـابـق نخواهد بود. در مـراسـم پيـوستـن به اک اينگـونـه مسـائـل رُخ میدهد. در آن زمان است که آگاه میشـويـد اک، راه عشق و محبت است. بـرقـراری ارتباط بين روح و روح مقدس صـرفـاً برای اين است که بهترين فـرصـت را به فرد بـدهـد تـا بـه پـُر ثمـرتـريـن شکـل ممکـن زنـدگــی نمــايـد.
مـراسـم پيـوستـن بـه حلقــه، روح را بـه جــريـان قـابـل شنيـــدن حيــات
وصــل مـینمـــايـد
اک جـوهـر سـوگمـاد، خـداونـد، است. اک از مـرکـز به پايين تا جهانهای تحتـانـی جـريـان يـافتـه و دوباره به منبع اصلی خويش بـازمـیگردد. اين جـريـان تمام هستـی را تـغـذيـه و حمـايـت مینمـايـد. در طی قرون و اعصـار به اين جـريـان اسـامـی گـونـاگـونـی دادهانـد. از قبیل ــ روح مقـدس، شبـح مقـدس، لـوگـوس « Logos »، کلمـه، روح الهی، بـانـی « Bani The » و وادان « Vadan The ». آيينهای مـذهبـی بسيـاری، به گـونهای به اک نظر داشتـه و به آن رجوع مینمـاينـد. روح الهی را جـريـان قابل شنيـدن حيات هم مینامند، زیرا از طـريـق شنـوايـی و به صـورت صوت قـابـل تجـربـه است. آگاهـی از اين صوت، اکنکار را از اديان ديگر متمـايـز مینمـايـد. وقتیکه روحی آماده بود، مـاهـانتـا او را با اين صوت مـرتبـط میکند. اين ارتباط به روح امکان میدهد که در مسيـر خود به سوی خدا سفـر نموده و نزد او بـازگـردد. همگام با رشد معنوی، افراد برای وصل به حلقههای بـالاتـر واجد شـرايـط گـرديـده و در هـر مـرحلـهی وصــل، عشـق بيـن فـرد و خـداونـــد، قــویتر مــیگــردد.
چنــد آييــن وصــل مــوجــود اســت؟
عدم توان ذهن جهت درک منـاطـق و مـراحـل ماورای سطـح روحی، ما را در درک آسمـانهای مختلف و آيين وصل مـربـوط به آنها محدود مینمـايـد. ولی از نقطه نظر فيـزيکـی میتـوانيـم چهارده مـرحلـهی وصل را شنـاسـايـی نماييـم. اما هميشـه اين عـامـل مثبت در اکنکار وجود دارد که جهان معنوی را پـايـانـی نيسـت. جهـانـهـای خـداونــدی در ميــان مــرزهـا محــدود نبــوده و در محــدودههــا محــاط نمــیبـاشنـــد.
هـريـک از مــا بـا سطــح آگـاهــی متفــاوتــی بــه اکنـکار مــیپيــونــديــم
هـريـک از ما با مـرتبـهی آگـاهـی متفـاوتـی وارد اکنکار میشـويـم. سطـح شکـوفـايـی ما به تجـربـهی ما در اين زنـدگـی و در زنـدگـیهای پيشيـنمان بستـگـی دارد. عدهای در زنـدگـیهای گـذشتـه، اک را شنـاختـه و آمـوزشهای آنرا فـرا گـرفتـهاند به همين دليل به آسـانـی اين راه را پيش میگيـرنـد. برای عدهای ديگر، اين ممکن است اوليـن ارتباط با تعـاليـم نور و صوت بـاشـد. اين افراد طبعاً منـاسبتـر میبينند که به آهستـگـی طی طــريـق نمــاينــد.
رونــد مــراســم وصــل
پس از اوليـن مـراسـم وصل که در عـالـم رؤيا صورت میگيرد، بـاقـی مـراسـم هم نمود فيـزيکـی و هم نمود معنوی ــ درونی خـواهنـد داشت. ابرام اين مـراسـم به عهدهی استاد در قيد حيات اک میبـاشـد. دعـوتنـامـهای برای دريافت اين پيـوستـگی به اکيست ارسال می گردد. اکيست مـربـوطـه پس از دريـافـت نـامـه با مامـور وصل قرار مـلاقـاتـی را تـرتيـب میدهد. کُل مـراسـم در کمتر از يک سـاعـت انجام گـرديـده و شامل دستـورات و مـراقبـه است. در اين مـراسـم به فرد کلمهی معنوی « ذکـر » جـديـدی داده میشود تا در خلال تمــرينــات معنــوی ذکـــر کنـــد.
ســرعـت وصـــل و تفـــاوت ارتعـــاش
سرعت پيشرفـت معنوی کامـلاً فردی بوده و در هر فرد با ديگری تفاوت دارد. معمولاً بين هر دو مرحلهی وصل چند سـالـی فاصله میافتد تا نسبت به محکمی پايهی معنوی در فرد اطمينان لازم کسب گردد. بـرخـی ممکن است وصل بعدی خويش را چند ماهی پيـش از دريـافـت دعـوتنـامـهی ظـاهـری « بیـرونـی » استـاد، و در درون دريـافـت نمـاينـد، در حـالـیکه بـرخـی ديگر چند مـاهـی پس از وقوع مـراسـم وصل بيـرونـی هم هنـوز وصل درونــی بـرایشـان روشن و آشکـار نشـــده بـاشـــد.
هـر مـراســم وصــل بـه سطحــی خـاص از وجــود مــرتبـط اســت
هر وصل مـربـوط به سطحـی مشخـص است. وصل به حلقهی دوم به سطح آستـرال مـربـوط بوده و سوم با سببـی و چهـارم با سطـح ذهنی و الی آخـر. وصل به حلقهی پنجـم از آن جهت که به سطـح روح مـربـوط است، دارای ويـژگـی بارزی است. اين سطـح، آغاز عـوالـم معنوی ناب و خالـص است که ماورای زمان و مکـاننـد. مقررات کـارمـا و تـولـد مجــدد، ديگــر در سطــح پنجــم کــاربـرد نــدارنــد.
هشيــاری بـايـد لحظــه بـه لحظــه کـسب گـــردد
البته دستيـابـی به حلقهی پنجـم در اکنکار به معنای تضميـن شنـاخـت و تعادل معنوی نيست. هميشه بـايـد هشيـاری را لحظه به لحظه کسب نمود. هر فردی میتـوانـد بدون تـوجـه به جايگاه معنوی خويش دچار سر در گُمی گـرديـده، يک عقبگرد معنوی را تجـربـه کرده و مجدداً به آغاز يک مسيـر مجبور گردد. هـر چـه بهسوی عـوالـم بـالاتـر پيـش بـرويـم، جاده باريکتر میگردد. همگام با رهـايـی معنوی مسئـوليتـی سنگيـنتر هم همــراه اســت.
مقـررات از عـالمــی بـه عـالـــم بـعـــد متفـــاوتنـــد
وصل به هر حلقه در اک میتـوانـد منشأ اثـراتـی شگـرف روی زنـدگـی ما گردد. مثـلاً اگـر به عنوان واصل به حلقهی دوم، به عمل در سطـح آستـرال خـو گـرفتـه بـاشيـم، ممکن است انتظار داشتـه بـاشيـم که اين مقررات و تمام سيستـمهای آنجا بـايـد همه جا بـرایمان کـاربـرد داشتـه بـاشنـد. بسيـاری از واصليـن به حلقهی سوم در مـواجهـه با اين نکته که سطـح سببـی به گـونـهای متفاوت از آستـرال عمل میکند، دچـار شگفتـی میگـردنـد. آنها طبيعتاً نـاگـزيـرنـد که مقررات جـديـد را بيـآمــوزنـد. اين روند بخشـی از رُشـد معنــوی مــا را تشکيــل مــیدهــد.
وصــل حـقيقــی در درون صــورت مـــیگيــرد
فقط مـاهـانتـا، استـاد در قيد حيات اک است که میتـوانـد طی مـراسـم وصل، روح را به اک مـرتبـط سازد. مـراسـم بیـرونـی وصل بی پيـرايـه و آسان است. واقعـهی اصلـی وصل، همچون بسيـاری از تجـربيـات ديگر در اکنکار، در درون هر يک از ما صورت میگيرد. مـراسـم بيـرونـی را میتوان تصـديقـی فيـزيکـی بر واقعهی درون دانست. واقعهی درونی اســت کــه ارزش اصلـــی را دارا میبـاشــد.
مـراســم وصــل خصــوصــی و مقـــدس اســت
مـامـوران اجـرايـی اکنکار همه از واصلين به مـراحـل عـاليـه بوده و متعلق به حلقههای پنجـم به بالا میبـاشنـد. آمـوزگـاران کلاسهای اکنکار میبـايست حـداقـل به حلقهی دوم وارد گـرديـده بـاشنـد. البته هيـچيک از اين مسـائـل، نـکاتـی نيستنـد که يک اکيست بتـوانـد از آنها مبنـايـی برای مقـايسـهی خويش با ديگری سـاختـه و يا از آن برای کسب مـوقعـيـت اجتمـاعـی بهره برداری نمـايـد. وصل به دواير و حلقههای مختلف در اک، مسـائلــی خصــوصــی و تقــديــس شــده مـــیبـاشنـــد.
هـر مـراسـم وصــل دعــوتـی از جــانـب استــاد در قيــد حيــات اک است
تـا در مسيــر بـازگـشت بـه خـانــه و نــزد خـداونــد، گـام بعـــدی
بـرداشتــه شــود
استـاد در قيد حيات اک تنها کسی است که میتـوانـد پيـوستـن به حلقه را برای فرد پيروی اکنکار تـائيــد نمـايـد. وصل به حلقهی اول معمولاً در خلال سال اول آموزش صورت میپـذيـرد. اين مـرحلـه از وصل کـامـلاً درونی است. چلای اک گـاهـی آنرا بياد آورده و گـاهـی خاطـرهای از آن در ذهنـش نمودار نمیگردد. اين مسئـله ممکن است در عـالـم رؤيا و يا در حيـن تمرين معنوی بهوقوع بپيـونـدد. برای اوليـن مـراسـم وصل نمود و مـراسـم بيــرونـی مـوجـود نيست. بدون تـوجـه به مـراسـم بيـرونـی وصل، هر فردی مستعـد و آمادهی عظمت روحی است. هر مـراسـم وصل، دعـوتـی است از جـانـب استـاد در قيد حيـات اک، تـا سـالـک گـام بعــدی خـويـش را در مسيـر بـازگشت به خـانـه و نـزد خــداونــد، بــردارد.
***
وصـل در اکنـکار یعنـی « ارتقــا آگـاهـی » عبـور از یـک سطـح آگـاهـی بـه سطحـی بـالاتـر از آگـاهـی. مـراحـل دوازدهگـانـهی وصــل در اکنـکار بــه ایـن شــرح اسـت.
آکـولایـت « Acolyte » یعنـی واصــل حلقــهی اول، مــربــوط بــه جهــان مــادی.
آراهــاتـا « Arahata » واصـل حلقــهی دوم ـــ جهــان اثیـــری « آستــرال ».
آهــرات « Ahrat » واصــل حلقــهی ســوم ـــ جهــان علــی
چیــاد « Chiad » واصــل حلقــهی چهــارم ـــ جهــان ذهنــی
مهــدیـس « Mahdis » واصـل حلقــهی پنجــم ـــ طبقــهی روح ـــ نخستیـن طبقــه از جـهانهــای بهشتــی حقیقــی.
شــرادهــا « Sharaddha » واصــل حلقــهی شـشـم ـــ جهــان الـــخ لــوک
بهــاکتــی « Bhakti » واصــل حلقــهی هفتــم ـــ الایــا لــوک
جیـانــی « Gyanee » واصــل حلقــهی هشتـــم ـــ حــوکـیکــات لــوک
مــولانــی « Maulani » واصـل حلقــهی نهـــم ــ آگــام لــوک
آدپــی ســـدا « Adepiseda » واصـل حلقــهی دهـــم ـــ آنــامــی لـوک
کــوال شــار « Kevalshar » واصــل حلقــهی یــازدهـــم ـــ اقیــانــوس عشــق و رحمــت
مــاهــاراجــی « Maharaji » واصــل حلقـــهی دوازدهـــم ـــ خــانــهی حقـیقـــی ســوگمـــاد
مــاهـانتـا مــاهــاری « MAHANTA MAHARAI » واصــل حلقــهی خــداشنــاســی ـــ همــهی جهـــانهـــا
بـرکـت بـاشــد